آسمانی که تا به ما رسید همه ی فانوس هایش مُرد!
حال ِ من پشت تمام ِ پنجره های شهر جامانده است!..
پنجره را باز کن
دستت را زیر آسمانی بگیر که تا به ما رسید همه ی فانوس هایش مُرد
و حال دستانت حال ِ من را خوب می دانند
من از چترها هم بارانی ترم
من از چترها هم بارانی ترم...
از:سیدمحمد مرکبیان
+ نوشته شده در دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 19:28 توسط لاهوت
|