حال ِ من پشت تمام ِ پنجره های شهر جامانده است!..

 پنجره را باز کن

دستت را زیر آسمانی بگیر که تا به ما رسید همه ی فانوس هایش مُرد

 و حال دستانت حال ِ من را خوب می دانند

من از چترها هم بارانی ترم

من از چترها هم بارانی ترم...

 

از:سیدمحمد مرکبیان