تبليغاتX
لاهوت - به چه می بالیدی؟

 

يک پنجره، ناگاه

همه آن چه درونت

به دارايي آن مي باليد؛

 

به دَم نرمِ نسيمي

فاش کرد و تو اينک،

مهو اين بي خبري.

 

باورت نيست که اين هستي توست؟

اين غرور است، غرور

که تو نشناختي اش.

 

به همين سادگي و آرامي

پنجره ات

رو به رويت باز است...

 

+ نوشته شده در دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 17:46 توسط لاهوت |