تبليغاتX
لاهوت
 

نمی توانم بخوانم و لذت ببرم و بعد یکی دیگر را شروع کنم و از آن لذت ببرم و بعد یکی دیگر را شروع کنم و از آن هم لذت ببرم، لذت ببرم، ببرم، لذت، لذ...سوزن من روی شعر رضا براهنی گیر کرده:

معشوق جان به بهار آغشته ی منی که موهای خیست را خدایان بر سینه ام می ریزند و مرا خواب می کنند...

افتادنی که مرا می افتد هنگامه ی منی که می افتد...   معشوق جان به بهار آغشته ی منی.....، منی....، منی...... که مرا می افتد و می روم از هوش می روم .....  و از هوش می... منی.....  اگر تو مرا...  تو شانه بزن.....  از هوش میرو...........م 

 

+ نوشته شده در شنبه 23 آبان1388ساعت 22:26 توسط لاهوت |

خیلی حیف است که نسلش در حال انقراض است. نه اشتباه نکنید، درباره  آدم به درد بخور صحبت نمی کنم. حرفم چیز دیگری ست.

یک هفته، بلکه بیشتر، مشتاقانه منتظر می ماندیم تا عکس های 24تایی دوربین عکاسی مان چاپ شود. آن وقت می نشستیم و ساعت ها از دیدن ژست های مصنوعی و کلیشه ایی مان لذت می بردیم و عکس ها را دست به دست می چرخاندیم و هر کس به نفر بعدی می گفت که دستش را روی عکس نگذارد تا عکس خراب نشود. در آخر هم کمی برای عکس هایی که به خاطر بی دقتی سوخته بودند حسرت می خوردیم.

انتظار رسیدن یک نامه، انتظار دیدن یک دوست قدیمی دور از وطن، انتظار برای رسیدن به مقصدی که چند روز سختی راهش را کشیده ای. مثل همان سفر ها که قدیمی ها برای رسیدن به زیارتگاه های دور، از راه های صعب العبور می گذشتند. حتی 9 ماه انتظار برای شنیدن این جمله معروف که می گوید: مشتلق بده بچه (پسره/دختره).

دوربین های دیجیتال، ایمیل، وبکم، موبایل، طیاره، سنوگرافی و همه این امواج مهیب سیلاب بی امان تکنولوژی باعث شده نسل " انتظارهای لذتبخش" در معرض انقراض باشد.

بدی قصه اینجاست که هیچ انجمن و بنیاد و گروهی برای بقای نسل انتظارهای لذتبخش وجود ندارد. هیچ کجای دنیا مردم در خیابان ها تظاهرات نمی کنند و پلاکادرهایی در دست نمی گیرند که روی آن نوشته شده باشد(( زنده باد انتظارهای لذتبخش)).

+ نوشته شده در شنبه 16 آبان1388ساعت 8:38 توسط لاهوت |

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 22:26 توسط لاهوت |